پروردگار مست

خدا از هر چه پنداری جدا باشد خدا هرگز نمیخواهد خدا باشد

من استغفار کردم
از نگاه تو ، نمی دانم
اجابت می شود این
توبه کردن های با اکراه ؟

خب روزا بعضی وقتا سخت و بعضی وقتا خوبه

مجبور شدم یکم از برنامه هامو تغییر بدم . خدا رو شکر سیزده روز دیگه خدمتمم تمومه

کارم که ایشالله زودتر بتونم جا بیفتم و دیگه رسمی بشم

یکم روزهام سخت میگذره ولی بازم خدایا شکرت

 

 

 

یادش بخیر! پُشتِ مرا ناگهان شِکست

آن دوستی که خواست بمیرد برای من

 

{ }{مصطفی }

⛄️پروردگارا❄️

آرامش را همچون
دانه های برف
آرام و بی صدا
به سرزمين قلب
کسانيکه برايم عزيزند
بباران...

{ }{مصطفی }

 کاش می فهمیدی ،
سکوت همیشه علامت رضایت نیست

گاهی سکوت یعنی "اما"
یعنی "اگر"
یعنی هزار و یک دلیل که " دل "میترسد بلند

 

{ }{مصطفی }
پدر

به نام بهترین تنهای عالم

دیروز که کار تعطیل بود

یا یکی از بچه ها رفتیم یکی از کلینیک هایی که رفته بودم واسه درمان

هفته قبل آزمایش داده بودم و قرار بود دیروز برم بگیرم

 

نمیدونم گویا قراره  لذت "پدر" بودن رو هیچ وقت حس نکنم...

 

 

🍁🍃🍁🍃🍁🍃
🍃

هيچ پيامي آخرين پيام نيست..
و هيچ عابري آخرين عابر !
كسي مانده است كه خواهد آمد ،
باور كن.
كسي كه امكان آمدن را زنده نگه ميدارد.



{ }{مصطفی }

خدایا 

صدای افکار
مرا خاموش کن
"تاصدای
تو را بشنوم.
خدایا مرا ببخش
آن قدر
غرق در قضاوت هستم"
که
فراموش کردم
قاضی تویی

 

{ }{مصطفی }
عاشق

بیایید کمتر از عشق بگوییم...


همه که عاشق نیستند...


نفرینِ دل شكستگان،


دَمار از شعرهایِ عاشقانه يمان در مي آورد


{ }{مصطفی }
درد یک پنجره

به نام خدای باران

از سر کار که میومدم حسابی تو بارون  قدم زدم

باز این خاطرات هی اومد و اومد

بگذریم از این سرنوشت

 

ایشالله تصمیم دارم سریع تو کارم پیشرفت کنمم

البته تا آخر بهمن یکم کارم سخته چون صبح پادگانم و 

بعدشم که کلی راه تا شرکت

شاید یکم بازدهم کم باشه

چاره ای نیست که سخت کار کنم

تا یکم دستم پر بشه

به امید روزهای بهتر

{ }{مصطفی }
اولین روز کاری

به نام آرام جان

امروز اولین روز کاریم تو کارگزاری مفید و برج اطلس بود

واقعااا جای فوقالعاااااااااده ایههه 

و اینکه میز کارت دقیقا کنار بهترین دوستت باشه

 

همچنان در پاسخ دشنام


می گویم سلام

عاقلان دانند
دیگر حاجت تفسیر نیست

 

{ }{مصطفی }
آزمایش

امروز بعد اینکه برگشتم بیمارستان،  رفتم آزمایشو جوابشو گرفتم

راضی کننده نبو د

ولی خب دیگه واسم مهم نیست و باش کنار اومدم

 

خوشحالی یعنی اطمینانی درونی به این که

درد و رنج و سختی و بیماری و مرگ، جزء لاینفک زندگی ست

اما هیچ کدام از آنها نمی تواند مرا از پا بیاندازد.

{ }{مصطفی }
استخدام

و فردا

میرم برای عقد ...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هووول نشید واسه عقد قرار داد با شرکت تدبیر پرداز

{ }{مصطفی }
آماده به کار

به نام آرام جان

امروز یکم اوضاع بهتر بود از روزای قبل

برگه های آزمایشمو بردم پیش دکتر و یه آزمایش جدیدم دادم

فردا نتیجش میاد ببینیم که چی میشه

نمیدونم چه شانسیه که 

وقتی داشتم برنامه نویسی میخوردم هی کار شبکه میخورد به تورم

حالا که دارم شبکه میخونم برناه نویسی هی اومد

شانس نیست که :|

یعنی قشنگ این چهل روز آخر خدمت رو اعصابه !

 

{ }{مصطفی }
فردا

امروز یکم درد داشتم 

هر چی خواستم بخونم واسه فردا نشد

نمیدونم تقدیر چیه

 

 

{ }{مصطفی }
آماده به کار

به نام آرام جان

شرکتی که رفته بودم مصاجبه گفتن شنبه بیا یه دو ساعت پیشمون تا ببینیم چی میشه

خب انگار داره تو شرایط خوبی پیش میره اوضاع تا ایشالله ببینیم که چی میشه

از وقتی که هم که فرماندمون بوفه رو تحویل داد

زمان آزاده زیادی دارم و تو انبار و کترینگ میچرخم واسه خودم

تا این ماه های آخر خدمت هم تموم بشه

تنها چیزی که اذیت میکنه همون مریضیمه که دکتر سه ماه وقت داده که برای درمانش ... کنم

ولی خب 

خودم ترجیم میدم تنها باشم تا اینکه بخوام منت آدمایی رو بکشممم سر اون موضوع

تا عید اگه ایشالله برم سر کار یه تصمیم دیگه میگیرم حتما و منتظر نمیشم

 

من اون خاکم به زیر پا ولی مغرور مغرورم

به تاریکی منم تاریک ولی پر نور پر نورم

 

{ }{مصطفی }
مصاحبه
امروز رفتم شرکت تدبیر پرداز واسه مصاحبه

بد نبووودم ولی خب شرکتش حرفه ایه و من هم تازه کار

نمیدونم اکی شدن یا نه ولییییییییییی

زندگی جریان داره و هیچ چیز نمیتونه سر راه من بشه

به قول دوستی " آدم خوبی باش ولی وقتتو برای اثباتش به دیگرا تلف نکن"

مهم اینه که هر چی داشتم گذاشتم رو

بقیش توکل به خدااا

یه خبر بدم امروز شنیدم که خب نمیگم چه معنیی داره اصن که بگممم

پر انرژی ادامه میدم

هر کی این وسط رفت به سلامت من وقتمو واسه کسی تلف نمیکنم

هر کی هم موند و همراه شد دربست مخلصشمم

اعصاب هم ندارم تازه :|

 

 

 

{ }{مصطفی }

به نام آرام جان

روزهای آخر سرباز واقعا حوصله آدم سر میره

به قول همه سربازا

نمیکشه دیگه 

امروز عمل کردم خدا رو شکر بد نیستم

باید چند هفته دیگه آزمایش بدم تا ببینم چی میشه

ولی خب تا هفتاد هشتاد درصد حله

و  حس خوبیه میای و بعد یه روز سخت

پست وبلاگ بهترین دوستتو ببینی که برای تو نوشته

سرزمین بهزاد

امروزم که از طرف شرکتی بهزاد درخواست مصاحبه دادن

من همیشه شرمنده خوبیای بهزادم

ایشالله یه روز بتونم واسش جبران کنم

میرم ایشالله که نظرشون جلب بشه

تصمیم گرفته بودم وبلاگمو پاک کنم و یکی جدید بسازم ولی خب

دیدم حیفه کلی ساله که همراهمه 

لااقل حرفامو اینجا مینوشتم این همه سال

پس رای بر  بقاش صادر شد :)

این روزا  دوستام خوب هوامو دارن 

خدا رو شکر بایت دوستایی که وقتی گرفته بودنمو میبینن

لااقل با صحبت لحظه های خوبی رو برام رقم میزنم

 

 

نمیخواستم دیگه بنویسم ولی حرفای متناقضت جالب بود واسم:

1- بابام نگاتم نمیکنه تو چی داری که من بتونم زبونم جلو خونوادم دراز باشه :|  یا اینکه تا وقتی ت وبخوای پول و سرمایه دار بشی من پیر میشم؟

2- نه من اصن تو پولدار هم بشی میلیاردر هم بشی دیگه نمیخوام. چون تو خودخواهی چرا وقتی من میگم نمیخوام تو اصرار میکنی؟ ( خداییش جی بگم من)

3- من برات آرزوی موفقیت میکنم . خودتم میدونی هیچ چشمی به پول و موقعیت اجتماعی و این حرفا نداشتم فقط من بدرد تو نمیخورم

 

خب خداییش کی و یا چی باعث این حرفا شده؟ چرا این همه تناقض.

کاش یکم احساس مسئولیت کنیم لااقل نسبت به این همه خاطره ای که از خودمون به جا میزاریم

 و اینکه  چهل روز به پایان خدمت من و نزدیک شدن به قولی که بت داده بودم بود یعنی اینکه کار از جای دیگه خراب شد...

 

{ }{مصطفی }
سلام

به نام آرام دل ها

فقط میتونم بگم وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااو

چقدر آدم خوب دور و برم بودن و رو نمیکردن!

از بهزاد عزیزم ، پیمان و علی  گل ، محمد امین و حمید هم خدمتیای عزیزم

و خانم زی زی که همیشه به وبلاگ من لطف داشتن

تشکر میکنمم

تصمیم گرفتم یه زندگی تازه رو شروع کنم.

زمان قطعا قضاوت خوبی از این دوران خواهد کرد.

و این دنیا بسیار کوچیکه

 

زندگیم با همه دلخوری ها داره خوب پیش میره

مامان حالش بهتره الان تو خونه پیش یلداس

خودمم همچنان  در حین خودندن مدرک اول سیسکو از رو کتابم

ماکروسافت که خب تا یه جاهاییشو رفتم و خوبه

از طرفی هم دوباره MVC رو شروع کردم

تو برناممم واسه سال آینده vmware VCP 6 و 

sql servet performance and tuning

و در راس همه اینا گرفتن یک مدرک CCIE

در آینده ای نه چندان دوره

یکی هم نیس بگه چقدر اعتماد به سقف داری 

{ }{مصطفی }
هم خواب

این کلیپ سریال شهرزاد با صدای چاووشی

شرح حال منو تو هست

به خدا سپردمت ولی بد دلم رو شکستی

من داشتم همه کارا رو درست میکردم

بخدا هیچکی اولش پول دار نیس 

 

هم خواب- محسن چاووشی

 

 

همخواب رقیبانی و من تاب ندارم

بی‌تابم و از غصه ی این خواب ندارم

دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست

کَس در همه آفاق به دلتنگی من نیست

بسیار ستمکار و بسی عهد شکن هست

اما به ستمکاری آن عهد شکن نیست

عهد شکن نیست

پیش تو بسی از همه کَس خوارترم من

زان روی که از جمله گرفتارترم من

روزی که نماند دگری بر سر کویت

دانی که ز اغیار وفادار ترم من

بر بی‌کسی من نگر و چاره ی من کن

زان کز همه کس بی‌کس و بی‌یارترم من

بی‌یارترم من, بی‌یارترم من, بی‌یارترم من

بی‌یارترم من, بی‌یارترم من, بی‌یارترم من

{ }{مصطفی }
fr.dl

همچنان منتظر روزای خوب میمونم :(

روزی که تو برگردی و بگی همه این حرفا دروغه

مامان امروزم ازت سراغ گرفت

دوشنبه خودم عمل دارم که ایشالله تو همین خدمت با پول ارتش 

اون موضوع رو که میدونی عمل کنم و حل بشه

واسم دعا کن

بهزاد تو همون شرکتی که میره درخواست کار داده واسم

منم  روز به خدمتم بیشتر نمونده

اگه قبول کنن که بام راه بیان و 

منم مصاجبه قبول بشم

بلافاصله بعد خدمت استخدام میشم

حقوقشمم خوبه 

بهزاد الان دو تومن میگیره

تو رو خدا 

بیا این روزا رو تموم کن ...

{ }{مصطفی }
fr.dl با شماست

تمام دلخوشی ام این است
روزی از شوهرت
عاصی خواهی شد
و به او خواهی گفت
آن شاعر دیوانه مرا
بیشتر از تو دوست داشت !!

 

{ }{مصطفی }
fr.dl

 

من چیزی احتیاج نداشتم

جز بودن تو

چون خودت گفته بودی بهم...

 

{ }{مصطفی }
fr.dl

هرچند میرود!

بروم چای دم کنم

شاید کمی نشست

خداراچه دیده ای

 

امشب کجا رفتی و با کی رفتی بیرون خدا داند ...

{ }{مصطفی }
fr.dl

 

درد است که با نسیم سردی برود

آنکس که به خاطرش به طوفان زده ای

 

 

 

{ }{مصطفی }
fr.dl

چنان مشتاقم

ای دلبر

به دیدارت که از دوری

برآید از دلم آهی

بسوزد

هفت دریا را ...
🍁☔️🎻


         دلبر 

من همیشه سختیا کنارت بودم ولی خب یه اصل منطقیه

همه آدما دوس دارن کنار آدم بهتر باشن 

از همه لحاظ

تو هم این انتخابو کردی 

هر چند ناراحتم ولی خب

چی بگم

فقط کاش تو که از اول این کارو میخواستی کنی

اینقدر منو درگیر این همه خاطره نمیکردی

من هنوز نتونستم به مامان چی بگم

مامان گفت که خب حتما بگو بیاد بیمارستان

حالشم که بد شد و تو منو توی این موقعیت تنها گذاشتی

ولی لااقل میزاشتی این خدمت لعنتی تموم بشه

بخدا هیچکی توی خدمت عین من به این در و اون در نزد

تو خودت همه اینا رو بم گفتی

بعد ولی شاید چشمت جای دیگه رو گرفت

خودتم گفته بودی هر وقت بخوام برم این کارو میکنی ...

من موندم و این وبلاگ لعنتی

ولی بدون همه چی پول نبود

به همین راحتی نمیشد یک آدم رو همین طوری رها کنی

میترسم یه جا همین بلا به سرت بیاد ( خدای نکرده ...)

چی بگم

الکی دارم مینویسم فقط بعدا اینا رو بخونم

شاید هم بعدا اینا رو خوندی

فقط خدا رو شکر میکنم

که یه دختر سالم بودی کهباهات آشنا شدم  و یه دختر سالم هستی که داری میری

اعتماد به نفست صفر بود شاید تونستم به پنج برسونمش

راه درست بهت نشون دادم 

اگه میخواستی کنکور بخونی اگه خودخواه بودم عمرا راهنماییت میکردم که تو این راه بیفتی

 

 

تمام فكر من شده مني كه از تو خاليم
اگه يه لحظه با كسي ببينمت چه حاليم
اگه بدون عشق من كنار هر كسي خوشي
به حرمت گذشتمون چرا منو نمي كُشي

 

{ }{مصطفی }
fr.dl برگرد

نازنین
شعرم که نمی آید
تو چطور؟
نکند
با شعر من
همدست شده ای . . .

 

{ }{مصطفی }
fr.dl برگرد

یاد تو
تلخ و ماندگار
مثل عطرهای پرطرفدار
که این روزها
همه دوستشان دارند . . .
دست از سر لحظه هایم بر نمی دارد

 

{ }{مصطفی }
fr.dl

 چه نسبت
عجیبی دارند
دستان تو با درد
که از لحظه‌ی
گرفتنشان
سرم
درد می‌کند...
برای تو!



{ }{مصطفی }
fr.dl چرا رفتی

 میان این همه تردید
که خنجر کشیده اند
به گرفتنت
مبهوت و مسخ شده
ایستاده ام به
تماشای رفتنت

 

{ }{مصطفی }
fr.dl

من یک بار مرگ
را تجربه کرده ام.
یک نفر شبیه تو
دست یک نفر که شبیه
من نبود را گرفته بود...
باران هم می آمد.☔️

 

{ }{مصطفی }
fr.dl


فرض کن در اوج خوشبختی، بفهمی تیره بختی

عکس مردی دیگر از کیف زنت افتاده باشد

فرض کن از حاشیه یک عمر دوری کرده باشی

ناگهان خون کسی بر گردنت افتاده باشد...

 

{ }{مصطفی }
fr.dl

دیشب تو اوج ناامیدی

حال مامانم یکم بهتر شده

اوج نامردی تو اینجا بود

اگه من به یه غریبه رو میزدم 

بهش میگفتم مامانم رفته کما میومد میگفت چه کار میتونم کنمم

ولی تو 

تو اوج بی رحمی و بی تفاوتی

گفتی من کار دارم و سرم شلوغه

و همه راه ها رو بستی

 

لعنت به این تهران

کاش اصلا خودم راهنماییت نمیکردم که بیای تهران

میزاشتم همون هی بشینی کنکور بخونی

خودم آوردمت و اینجا دلت رفت

من موندم و پرسش های هر روزه مامان روی تخت

که خب میگفتی بیا ببینمش 

و حالا یه آدم با این همه فشار اطرافیان و این خاطره های بی رحم

 

و فتی و منو گذاشتی با این همه عذاب

 

من عاشق اینم که تو کار درست رو انجام داده باشی و روزگارت خوش بشه

ولی میترسم از روزی که یکم از این دردام وبال گردنت بشه

ویکی برسه که همین کارو تو زندگیت به سرت بیاره

عین همون فرماندمون که بهت گفتم

بی رحم من سرباز بودم ...

{ }{مصطفی }
مادر

نبودن هایى هست که هیچ بودنى جبرانشان نمیکند و

آدمهایی هستند که هرگز تکرار نمیشوند

و تو آنگونه ای مـــــــــــــــادر …

 

{ }{مصطفی }
fr.dl رفتی و

 

نگرانم نگران کس دیگر باشی

و نگاه نگرانی نگرانت باشد ...

دنیایی هستیم که آدما تا موقعی که استفاده دارن مهم هستن 

وقتی که یکم دنیا بهشو سخت میگیره بر میگردن میبینن

هیچکس نیس که دیگه حتی بتونن اعتماد بهش کنن

حتی کسی که روزی جونش واسش میداد

مهم نیس که یه آدم میمونه و هزار تا خاطره و سوال های پدرو مادر که چی شد 

تو که چیز دیگه اومدی گفتی و سوالا و حرفای دوستات

و یک عالمه شبایی که از فکر خوابت نبره

و اینکه هزار تا برنامه ریزی داشتی 

و یه آدم به راحتی چشمشو ببنده  و ...

{ }{مصطفی }
fr.dl برگرد

تو را هوای به آغوش من رسیدن نیست

و گر نه فاصله ی ما هنوز یک قدم است

 

بدبخت شدن یکی باعث خوشبخت شدن یکی میشه و این درد اینروزهاست

جایی که پول همه چی رو تعیین میکنه جایی واسه  آدم تو قلب ها نمیزاره

بعد هم خواستن و التماس کردن معنی خودرایی میگیره ...

 

 

 

 

یعنی اینقدر خوب بود؟



{ }{مصطفی }
fr.dl کار

:|

الان این شکلک یعنی اینکه استرس دارم

از طرف شرکت بهزاد در خواست رزومه شده واسم

احتمالا چند روز دیگه باید برم واسه مصاحبه

 

خدا کنه بتونم خودمو نشون بدم

 

 

 

 

 

 

من رو قولم مونم اما... 

{ }{مصطفی }
fr.dl کادو

تا زانوهایم را بغل میکنم
تصویرت
جلوی پرده ی خیس
چشمانم رژه میرود
آهای
هیچ میدانی
چقدر آغوش بمن بدهکاری . . .

 

درد  ناک تر این که حتما در جواب اون نارنجی پاسخی خواهی داشت وقتی موقع اون برسه

اما دریغ از من؟

 

{ }{مصطفی }
fr.dl مرد و نامرد

دیشب
شعرهایم را
رو به کوچه تکاندم
صبح
کوچه بیقرار تو بود !

همیشه تو زندگی با هر کی رو بازی کنی ، با پشت دست بهت نارو میزنه

ولی این خط و این نشون چون دنیا خیلی کوچیکه

همه آدما تاوان تمام دل هایی که میشکنن رو همین دنیا میدن

بدی آدما اینه که وقتی یک خورشد پشت ابر میره ، سری گرمی دست یک غریبه گولشون میزنه...

اون غریبه خواهد رفت ....

{ }{مصطفی }
fr.dl کمی با من...

با من مدارا کن

بعدها

دلت برایم تنگ خواهد شد ...


 امروز
همه جا تعطیل است
سرم اما شلوغ است
دارم به تو فکر میکنم...

{ }{مصطفی }
fr.dl

براﯼ ﻗﺪﻡ ﺯﺩﻥ ﺑﺎ ﺗﻮ

ﻫﺮ ﺍﺯ ﮔﺎﻫﯽ

ﺍﺯ ﺧﻮﺩم

ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽ ﺯﻧﻢ،

ﺭﻭﺣﻢ ﻫﻨﻮز

ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮ ﻧﮕﺸﺘﻪ

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

و تو امروز از صبح رفته ای با که..؟

{ }{مصطفی }
fr.dl غزل

 ایزد برای غصه ی زن " گریه " خلق کرد

مردی دلش گرفت

"غزل " آفریده شد ...!




{ }{مصطفی }
fr.dl

مانده ام خیره به راه

نه مرا پایِ گریز


نه مرا تابِ نگاه...

 

آیا از عمر آدم چیزی ارزشمند تر است که به کسی بدهی ؟ 

فکر کن مثلا شش سال را بیا حساب کنیم :

6 سال میشه 72 ماه میشه 2190 روز میشه 52560 ساعت میشه 4730400

میشه 425736000 ثانیه

با چنئد میلیون میتوان آن را جبران کرد؟ 

حال که سر و حانی گرفته ای ، حال که سر و جانت داده ام حال که روی غلطک 

افتاده ای باید همه را له کنی؟

من میترسم از وقتی که این غلطک در سربالایی گیر کند و دامان خودت را بگیرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درسته که رنگ من آبی  بود و رنگ دیگری نارنجی

اما از من بوی دیگری میداد...

{ }{مصطفی }
block

سکوت گورستان را
میشنوی؟
دنیاارزش دل شکستن
راندارد!
میرسد روزی
که هرگز در
دسترس نخواهم بود!

خاک آنتن نمیدهدکه نمیدهد!!!

 

{ }{مصطفی }
fr.dl دروغ

واقعا ما موجودات جالبی هستیم

هممون از دروغ بدمون میاد ولی کافیه طرف راستشو بهمون بگه

از همون علیه خودش استفاده میکنیم

بعد هم بهش میگیم میخواستی بم نگی . 

مشکل از اونجاست که میگه :

چشمت به چشم ما و دلت پیش دیگریست

جای گلایه نیست که این رسم دلبریست

بدترین اخلاق یه آدم وقتیه که از درد دل یکی علیه خودش استفاده کنه ...

 

 

 

 

شصت روز به پایان خدمتم مونده . خدا رو شکر فکر کنم مشکل کار نداشته باشم :)

به امید روزای خوب 

{ }{مصطفی }
fr.dl

 زندگی
همه اش بد نبود
روزهای خوبی هم داشت
که نیامدند...!
که وقت نشد که بیایند

آنگاه که ارزش،  پول داشتن آدم ها شد

دل نکندن از آدم ها،  معنی خودخواهی گرفت

 

{ }{مصطفی }
جانـم

وقتی که میرفتی

احیاناً

جانـم به پیراهنت

گیر نکرده بود ؟

 

{ }{مصطفی }
بازگشت

نمیدونم چقدر از آخرین نوشتم گذشته

از وقتی که بلاگفا ترکید دیگه دست و دلم میلرزه

خیلی اتفاقا افتاده این چند وقت

بزودی به یه جای خوب نقل مکان میکنم

 

 

بدترین زمان زندگی

وقتی میشه که خواستن تو  در مقابل  نخواستن کسی دیگه باشه

 

{ }{مصطفی }
پدر

همه می پندارند ،

که عکس پدرم را ،

به دیوار خانه ام آویخته ام !

اما نمی دانند

که دیوار خانه ام را ،

به عکس پدرم تکیه داده ام .

 

 

{ }{مصطفی }

خدایا

من که اصن روم نمیشه چیزی بگم 

ولی

زخم این عشق بدجوری چرکین شده

خودت کمکم کن

 

 

 

 

 

 

{ }{مصطفی }
بی درمان
یه وقتایی،
یه حرفایی،
چنان آتیشت میزنه
که دوست داری فریاد بزنی،
ولی نمیتونی!
دوست داری اشک بریزی،
ولی نمیتونی!
حتی دیگه نفس کشیدنم برات سخت میشه!
تمام وجودت میشه بغضی که نمیترکه،
به این میگن
“درد بی درمون”

{ }{مصطفی }
کمی با من مدارا کن

روزهــــــــایـــم عــجیــبـــــــ دلـــگیــــــــرنــد
مــثــــل آن جــمــعــــه ای کــــه تــبــــــــ دارد
بـــــادل مـــــــن کـــمـــی مــــدارا کـــن …
بــــه خــــدا قلــــــــبــــــــــ هـــم عـصـبـــــ دارد !

{ }{مصطفی }
خیابان
دلم یک خیابان میخواهد...

 

که بشود با تو قدم زد

جایی که مردمش زبان ما را بلد نیستند...

من به زبان خودمانی...

هی بگویم دوستت دارم

و عابران درگیر این کنجکاوی باشند

من چه میگویم که تو..

"اینطوری میخندی"...

{ }{مصطفی }
باران

کاش باران بگیرد...

 

کاش باران بگیرد وشیشه بخار کند

و من همه ی دلتنگی هایم را رویش"ها"کنم

و با گوشه ی آستینم همه را یکباره پاک کنم...

{ }{مصطفی }
دریای دلم

{ }{مصطفی }
روزگار

در روزگار شما آنهایست

خود را با آن ها همراه کنید

آن هایی که چون ابر میگذرند

{ }{مصطفی }
میدان مین

دلم میسوزه واسه پسرایی که 

اومدن سربازی مرد بشن

اما پیر شدن

به خاطر همه شب هایی که با

 نور ماه و میدان مین و سه خشاب پر

گذشت

 

 

 

پ ن: صب فرمانده صدام کرد گفت بیا بریم

با هم رفتیم  میدون مین. ردپام رو نشون داد و گفت

پسر یه قدم با مین فاصله داشتی :)

 

{ }{مصطفی }
اولویت
هیچ کس سرش آنقدر شلوغ نیست که زمان از دستش در برود و تو را از یاد ببرد،

همه چیز برمی گردد به اولویت های ذهن آن آدم، اگر کسی به هر دلیلی تو را فراموش کرد، فقط یک دلیل دارد:

تو جزء اولویت هایش نیستی...

{ }{مصطفی }
بد - خوب

آدمای خوب

همیشه بدن

...

آدم نباید همیشه خوب باشه


سلام بچه ها متاسفانه دسترسی ب نت ندارمم

معذرت از همگی

{ }{مصطفی }
تنها
خدایا

آنکس که در تنها ترین تنهاییم، تنهای تنهایم گذاشت 

خدایا در تنهاترین تنهاییش تنهای تنهایش نذار

{ }{مصطفی }
روسری


دست‌هایت روسری را از وسط تا می‌کند 

این مثلث در مربــع سخت غوغـــا می‌کند


مثل یک منشور در برخورد با نور سفید

روسری، رویِ سرِ تو رنگ پیدا می‌کند


سبز، قرمز، سرمه‌ای، فرقی ندارد رنگ‌ها

صورت ِ تـــو روسری‌ها را چـه زیبا می‌کند!


می‌شود هر تار مو یک «شب» ولی یک روسری

ایــن همه شب را چطوری در دلش جا می‌کند؟


باد می‌ریزد بــه دورت حسرتِ تلـــخ مرا

باد روزی روسری را از سرت وا می‌کند 


رامین عرب نژاد

{ }{مصطفی }

برای شکستن آدم ها نیاز نیست با او بچنگید

نیازی نیس که با او مشاجره کنید

کافیست با او دوست شوید

و آنقدر اطرافش را خالی کنید 

تا جایی که

همه ی دنیایش شوید

سپس خود را از او بگیرید

می شکند...

{ }{مصطفی }


یکی دل...یک آسمان....یک بغض و....آرزوهای ترک 

خورده...

به همین سادگی...!


{ }{مصطفی }
از نوشته های دوستمم

چقدر لباس سیاه به تو می آید

 اگر می دانستم

زودتر می مردم...


{ }{مصطفی }
دیالوگ ماندگار پسرخاله

ﺁﺩﻣﺎ ﻧﺒﺎﺱ ﺩﻭﺳﺖ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﻦ، ﭼﻮﻥ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﺮﻥ ..

ﻭﻗﺘﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﺯﻧﮓ ﺑﺰﻧﯽ ..

ﻭﻗﺘﯽ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﺩﺭﺩ ﻭ ﺩﻝ ﮐﻨﯽ ﯾﺎﺣﺘﯽ ﺑﺎﻫﺎﺷﻮﻥ ﺷﻮﺧﯽ

ﮐﻨﯽ ﻭ ﺑﺨﻨﺪﯼ.

ﻫﻤﻪ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﺧﻼﺻﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﺗﻮ ﻋﮑﺴﻬﺎﺕ ﻭ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﺖ.

ﻫﯽ ﺑﻐﺾ ﺗﻮ ﮔﻠﻮﺕ ﮔﯿﺮ ﻣﯿﮑﻨﻪ، ﺧﻔﻪ ﺍﺕ ﻣﯿﮑﻨﻪ ..

ﺁﺩﻣﺎ ﺑﺎﺱ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻤﻮﻧﻦ!


{ }{مصطفی }
خواب راحت مثل خواب یلدا :)

خوشبختی یعنی بتونی راحت بخوابی
...



{ }{مصطفی }

ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺖ ﻫﺎ یک مرد ﻃﻮﺭﯼ ﻣﯽﺳﻮﺯد

ﮐﻪ ﻫﺰﺍﺭ ﻧﻔﺮ ﻧﻤﯿﺘﻮانند ﺧﺎﻣﻮﺷش ﮐﻨند،

ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺖ ﻫﺎ مرد ﻃﻮﺭﯼ ﺧﺎﻣﻮش می شود

ﮐﻪ ﻫﺰﺍﺭ ﻧﻔﺮ ﻧﻤﯿﺘﻮانند ﺭﻭﺷﻨش کنند.

ﺯﻣﺎﻧﻪ ﺍﯾﺴﺖ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿﺰﻫﺎ ﺁﻧﻄﻮﺭﯼ

ﮐﻪ ﺑﻮﺩ ﯾﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎﺷﺪ ﻧﯿﺴﺖ

اما مردها هنوز گریه نمیکنند
{ }{مصطفی }

سلامتی اونایی که واسه همه

آچار فرانسه ان 

ولی حتی یه دونه انبر دست هم پیدا نمیشه

پیچای چششون رو سفت کنه

بلکه کم تر چکه کنن

{ }{مصطفی }

اینکه توقع داشته باشی زندگی باهات خوب باشه،
چون تو باهاش خوبی ؛

مثل اینه که توقع داشته باشی یه گرگ تورو نخوره،
چون توام اونو نمیخوری ..!

" ال پاچینو "
{ }{مصطفی }
فاضل

مرگ در قاموس ما از بی وفایی بهتر است

در قفس با دوست مردن از رهایی بهتر است


قصه ی فرهاد دنیا را گرفت ای پادشاه

دل به دست آوردن از کشور گشایی بهتر است


تشنگانِ مِهر محتاج ترحم نیستند

کوشش بیهوده در عشق از گدایی بهتر است


باشد ای عقل معاش اندیش، با معنای عشق -

آشنایم کن ولی نا آشنایی بهتر است


فهم این رندی برای اهل معنا سخت نیست

دلبری خوب است، اما دلربایی بهتر است


هر کسی را تاب دیدار سر زلف تو نیست

اینکه در آیینه گیسو می گشایی بهتر است


کاش دست دوستی هرگز نمی دادی به من

« آرزوی وصل » از « بیم جدایی » بهتر است

{ }{مصطفی }
امشب

امشب تمام عاشقان را دست به سر کن

 یک امشبی با من بمان، با من سحر کن

 

بشکن سر من، کاسه ها و کوزه ها را

 کج کن کلاه، دستی بزن، مطرب خبر کن

 

گل های شمعدانی همه شکل تو هستند

رنگین کمان را، به سر زلف تو بستند  

 

 تا طاق ابروی بت من تا به تا شد

دردی کشان پیمانه هاشان را شکستند

 

تو میرِ عشقی، عاشق بسیار داری

پیغمبری، با جان عاشق كار داری

 

امشب تمام عاشقان را دست به سر كن . . .

{ }{مصطفی }
{ }{مصطفی }
آنکه در دل هوس سوختن ما میکرد

کاش می آمد و از دور تماشا میکرد
{ }{مصطفی }

برای خویش دنیایی شبیه آرزو دارم
کسی من را نمی فهمد... کسی من را نمی فهمد
{ }{مصطفی }
یلدای من فقط تویی


سلااااااااام دوستای گلم

این عکسی که مشاهده فرمودید

عشق منه :*

یلدا خانووووووووم

6 روزه

همه چی تموم ;)

به همین سادگی دایی شدیم D:

یلداتون مبارک

{ }{مصطفی }
فریاد

اینقدر فریاد میزنم 

تا گوش دنیا کر بشه

اینقدر میگم که شاید، چشم خدا هم تر بشه

اینقدر میگم که صدام، برسه به کل زمین

دعا کنیم بارون بیاد ،

دعا کنیــــــم 

آمین



فعلا این وبلاگ به روز نخواهد شد...

{ }{مصطفی }
بخند
وقتی خیلی ناراحتی بخند

 تا دیگران فکر کنند تو همیشه خندانی و هیچوقت ناراحت نمیشی

حداقل کاری که میتونی بکنی اینه که

هیچوقت ناراحتی هات رو با دیگران تقسیم نکنی

فقط شادی هات رو تقسیم کن...

من ناراحتی هام رو توی تنهایی با گریه کردن و توی خود ریختن خالی میکنم....
{ }{مصطفی }
درخت

منم!

درختی که برگهایش ریخت

تا تو ماه را

از میان شاخه هایش تماشا کنی...

{ }{مصطفی }
بعضي وقتا


بعضي وقتا دردت آنقدر شخصي ميشه

كه با خودت هم حرف نميزني.....

{ }{مصطفی }
سکوت


سکوت کن
این دنیا اگر حرفی داشت خدایش ساکت نبود

{ }{مصطفی }


میدانی از کجای زندگی بیشتر خسته ام؟

آنجایی که وسط خنده هایم بغض می کنم

{ }{مصطفی }
استاد فاضل نظری

گاهی شرار شرم و گاهی شور شیدایی ست
این آتش از هر سر که برخیزد تماشایی ست

دریا اگر سر می زند بر سنگ حق دارد
تنها دوای درد عاشق ناشکیبایی ست

زیبای من! روزی که رفتی با خودم گفتم
چیزی که دیگر برنخواهدگشت زیبایی ست

راز مرا از چشمهایم می توان فهمید
این گریه های ناگهان از ترس رسوایی ست

این خیره ماندن ها به ساعت های دیواری
تمرین برای روزهایی که نمی آیی ست

شاید فقط عاشق بداند «او» چرا تنهاست:
کامل ترین معنا برای عشق تنهایی ست...

{ }{مصطفی }
:(
:(
{ }{مصطفی }
حقیقت

بهش گفتم


حقیقت را بگو تا روشن شم


وقتی گفت


کلا خاموش شدم...

{ }{مصطفی }

مقصد مهم نیست

وقتی از تو دور می شوم


یک قدم آن طرف تر هم سفر قندهار است...


{ }{مصطفی }
دلم

دلم از داشتنش "قرص" بود...

با جرعه ای آب سرکشیدش...


{ }{مصطفی }
24 غریبانه

   25                     24        23           22            21

{ }{مصطفی }


من عاشقانه هایم را


روی همین دیوار مجازی می نویسم ! 


از لج تـو . . . 


از لج خـودم . . . 


که حاضر نبودیم یک بار 


این ها را واقعی به هم بگوییم. . . !

{ }{مصطفی }


دوره ای شده که اگه کسی اشتباه کرد باید بگی : من معذرت میخوام که شما اشتباه کردی 

{ }{مصطفی }

آرام میروم

آنچنان آرام که ندانی کی رفته ام

اما وقتی جای خالیه مرا ببینی

آنچنان سخت رفته ام که تمام عمر زمان رفتنم را فراموش نکنی!!
{ }{مصطفی }

پــــُــــرَم از حرفایی که هیچکس قادر

به شنیدنــــشون نیست ..
{ }{مصطفی }


اشتراک من و دریا دلشوره هایی ست

 که درونمان موج میزند اما هیچکدام تو را نمک گیر نکرد !

{ }{مصطفی }
غرور لعنتی

برای ناراحتی های الکی ، یک ببخشید الکی کافیه

اما...












یادگاری که جا ماند

{ }{مصطفی }


شاید ارامتر می شدم

فقط وفقط

اگر می فهمیدی

حرفهایم به همین راحتی که می خوانی نوشته نشده اند....

{ }{مصطفی }

حق نداریم 

احساس دیگران را بازی بگیریم

فقط به خاطر اینکه

هنوز تکلیفمون با احساس خودمون

معلوم نیست

{ }{مصطفی }
مرگ


از مرگ مي ترسم..

فقط به خاطر گريه هايه مادرم..

وگرنه آنقدر از زندگي سيرم، که روز مردنم را جشن مي گيرم...

{ }{مصطفی }

آنرا كه غمي چون غمي ما نيست چي داند....!!!


{ }{مصطفی }
آرام


آرام شـــــده‌ام...


مثـــــل درخـــــتی در پـــاییز...

وقتـــی تمام برگـــــــ هایش را...

بـــــاد... برده باشد...!!!!

{ }{مصطفی }
ﻫﯿﭻ ﮐﺲ


ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ

ﮐﻪ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﭼﻪ ﻋﺬﺍﺑﯽ ﺭﺍ ﺗﺤﻤﻞ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ

ﺗﺎ ﺍﺭﺍﻡ ﻭ ﺧﻮﻧﺴﺮﺩ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺑﯿﺎﯾﻨﺪ . . .

{ }{مصطفی }
مــن بی تو


مــن بی تو بودن را...

با پرنده هایِ ایوان... با دو خط شعرِ شاملو...

با ابرهایِ نمناکِ آسمان...

با غزلی از حافظ -به همین سادگی- به سر میکنم. . .

{ }{مصطفی }
مراقب باش


ﻣﻮﺍﻇﺐِ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﻯ ﺧﻴﻠﻰ ﺻﺒﻮﺭ ﻭ ﺧﻴﻠﻰ ﻣﻬﺮﺑﻮﻥ ِ ﺯﻧﺪﮔﻴﺘﻮﻥ ﺑﺎﺷﻴﺪ ...

ﺍﮔﺮﺑﻤﺎﻧﻨﺪ ﺑﺮﺍﻱ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﮔﺮﺑﺮﻭﻧﺪ.

.. ﻣﻴﺮﻭﻧﺪ ﻛﻪ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﺮﻧﮕﺮﺩﻧﺪ ..

{ }{مصطفی }
عادت


عادت می کنم :

به داشتن چیزی و سپس نداشتنش

به بودن کسی و سپس به نبودنش

تنها عادت می کنم … اما فراموش نه !!!

{ }{مصطفی }