X
تبلیغات
پروردگار مست
پروردگار مست

خدا از هر چه پنداری جدا باشد خدا هرگز نمیخواهد خدا باشد
پایان

بگذار اگر اینبار سر از خاک برآرم

بر شانه ‌ی تنهایی خود سر بگذارم


از حاصل عمر به ‌هدر رفته ‌ام ای ‌دوست

ناراضی‌ ام، امّا گله‌ ای از تو ندارم


در سینه‌ ام آویخته دستی قفسی را

تا حبس نفس‌ های خودم را بشمارم


از غربتم آنقدر بگویم که پس‌ از تو

حتّی ننشسته ‌ست غباری به مزارم


ای کشتی جان! حوصله کن می‌رسد آن‌ روز

روزی که تو را نیز به دریا بسپارم


نفرین گل سرخ بر این «شرم» که نگذاشت

یک‌ بار به پیراهن تو بوسه بکارم


ای بغض فرو خفته مرا مرد نگه دار

تا دست خداحافظی ‌اش را بفشارم...


همه دوستای گلم رو به خدا میسپارم


{ }{مصطفی }
بد - خوب

آدمای خوب

همیشه بدن

...

آدم نباید همیشه خوب باشه


سلام بچه ها متاسفانه دسترسی ب نت ندارمم

معذرت از همگی

{ }{مصطفی }
تنها
خدایا

آنکس که در تنها ترین تنهاییم، تنهای تنهایم گذاشت 

خدایا در تنهاترین تنهاییش تنهای تنهایش نذار

{ }{مصطفی }
روسری


دست‌هایت روسری را از وسط تا می‌کند 

این مثلث در مربــع سخت غوغـــا می‌کند


مثل یک منشور در برخورد با نور سفید

روسری، رویِ سرِ تو رنگ پیدا می‌کند


سبز، قرمز، سرمه‌ای، فرقی ندارد رنگ‌ها

صورت ِ تـــو روسری‌ها را چـه زیبا می‌کند!


می‌شود هر تار مو یک «شب» ولی یک روسری

ایــن همه شب را چطوری در دلش جا می‌کند؟


باد می‌ریزد بــه دورت حسرتِ تلـــخ مرا

باد روزی روسری را از سرت وا می‌کند 


رامین عرب نژاد

{ }{مصطفی }

برای شکستن آدم ها نیاز نیست با او بچنگید

نیازی نیس که با او مشاجره کنید

کافیست با او دوست شوید

و آنقدر اطرافش را خالی کنید 

تا جایی که

همه ی دنیایش شوید

سپس خود را از او بگیرید

می شکند...

{ }{مصطفی }


یکی دل...یک آسمان....یک بغض و....آرزوهای ترک 

خورده...

به همین سادگی...!


{ }{مصطفی }
از نوشته های دوستمم

چقدر لباس سیاه به تو می آید

 اگر می دانستم

زودتر می مردم...


{ }{مصطفی }
دیالوگ ماندگار پسرخاله

ﺁﺩﻣﺎ ﻧﺒﺎﺱ ﺩﻭﺳﺖ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﻦ، ﭼﻮﻥ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﺮﻥ ..

ﻭﻗﺘﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﺯﻧﮓ ﺑﺰﻧﯽ ..

ﻭﻗﺘﯽ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﺩﺭﺩ ﻭ ﺩﻝ ﮐﻨﯽ ﯾﺎﺣﺘﯽ ﺑﺎﻫﺎﺷﻮﻥ ﺷﻮﺧﯽ

ﮐﻨﯽ ﻭ ﺑﺨﻨﺪﯼ.

ﻫﻤﻪ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﺧﻼﺻﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﺗﻮ ﻋﮑﺴﻬﺎﺕ ﻭ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﺖ.

ﻫﯽ ﺑﻐﺾ ﺗﻮ ﮔﻠﻮﺕ ﮔﯿﺮ ﻣﯿﮑﻨﻪ، ﺧﻔﻪ ﺍﺕ ﻣﯿﮑﻨﻪ ..

ﺁﺩﻣﺎ ﺑﺎﺱ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻤﻮﻧﻦ!


{ }{مصطفی }
خواب راحت مثل خواب یلدا :)

خوشبختی یعنی بتونی راحت بخوابی
...



{ }{مصطفی }

ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺖ ﻫﺎ یک مرد ﻃﻮﺭﯼ ﻣﯽﺳﻮﺯد

ﮐﻪ ﻫﺰﺍﺭ ﻧﻔﺮ ﻧﻤﯿﺘﻮانند ﺧﺎﻣﻮﺷش ﮐﻨند،

ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺖ ﻫﺎ مرد ﻃﻮﺭﯼ ﺧﺎﻣﻮش می شود

ﮐﻪ ﻫﺰﺍﺭ ﻧﻔﺮ ﻧﻤﯿﺘﻮانند ﺭﻭﺷﻨش کنند.

ﺯﻣﺎﻧﻪ ﺍﯾﺴﺖ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿﺰﻫﺎ ﺁﻧﻄﻮﺭﯼ

ﮐﻪ ﺑﻮﺩ ﯾﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎﺷﺪ ﻧﯿﺴﺖ

اما مردها هنوز گریه نمیکنند
{ }{مصطفی }

سلامتی اونایی که واسه همه

آچار فرانسه ان 

ولی حتی یه دونه انبر دست هم پیدا نمیشه

پیچای چششون رو سفت کنه

بلکه کم تر چکه کنن

{ }{مصطفی }

اینکه توقع داشته باشی زندگی باهات خوب باشه،
چون تو باهاش خوبی ؛

مثل اینه که توقع داشته باشی یه گرگ تورو نخوره،
چون توام اونو نمیخوری ..!

" ال پاچینو "
{ }{مصطفی }
فاضل

مرگ در قاموس ما از بی وفایی بهتر است

در قفس با دوست مردن از رهایی بهتر است


قصه ی فرهاد دنیا را گرفت ای پادشاه

دل به دست آوردن از کشور گشایی بهتر است


تشنگانِ مِهر محتاج ترحم نیستند

کوشش بیهوده در عشق از گدایی بهتر است


باشد ای عقل معاش اندیش، با معنای عشق -

آشنایم کن ولی نا آشنایی بهتر است


فهم این رندی برای اهل معنا سخت نیست

دلبری خوب است، اما دلربایی بهتر است


هر کسی را تاب دیدار سر زلف تو نیست

اینکه در آیینه گیسو می گشایی بهتر است


کاش دست دوستی هرگز نمی دادی به من

« آرزوی وصل » از « بیم جدایی » بهتر است

{ }{مصطفی }
امشب

امشب تمام عاشقان را دست به سر کن

 یک امشبی با من بمان، با من سحر کن

 

بشکن سر من، کاسه ها و کوزه ها را

 کج کن کلاه، دستی بزن، مطرب خبر کن

 

گل های شمعدانی همه شکل تو هستند

رنگین کمان را، به سر زلف تو بستند  

 

 تا طاق ابروی بت من تا به تا شد

دردی کشان پیمانه هاشان را شکستند

 

تو میرِ عشقی، عاشق بسیار داری

پیغمبری، با جان عاشق كار داری

 

امشب تمام عاشقان را دست به سر كن . . .

{ }{مصطفی }
{ }{مصطفی }
آنکه در دل هوس سوختن ما میکرد

کاش می آمد و از دور تماشا میکرد
{ }{مصطفی }

برای خویش دنیایی شبیه آرزو دارم
کسی من را نمی فهمد... کسی من را نمی فهمد
{ }{مصطفی }
یلدای من فقط تویی


سلااااااااام دوستای گلم

این عکسی که مشاهده فرمودید

عشق منه :*

یلدا خانووووووووم

6 روزه

همه چی تموم ;)

به همین سادگی دایی شدیم D:

یلداتون مبارک

{ }{مصطفی }
فریاد

اینقدر فریاد میزنم 

تا گوش دنیا کر بشه

اینقدر میگم که شاید، چشم خدا هم تر بشه

اینقدر میگم که صدام، برسه به کل زمین

دعا کنیم بارون بیاد ،

دعا کنیــــــم 

آمین



فعلا این وبلاگ به روز نخواهد شد...

{ }{مصطفی }
بخند
وقتی خیلی ناراحتی بخند

 تا دیگران فکر کنند تو همیشه خندانی و هیچوقت ناراحت نمیشی

حداقل کاری که میتونی بکنی اینه که

هیچوقت ناراحتی هات رو با دیگران تقسیم نکنی

فقط شادی هات رو تقسیم کن...

من ناراحتی هام رو توی تنهایی با گریه کردن و توی خود ریختن خالی میکنم....
{ }{مصطفی }
درخت

منم!

درختی که برگهایش ریخت

تا تو ماه را

از میان شاخه هایش تماشا کنی...

{ }{مصطفی }
بعضي وقتا


بعضي وقتا دردت آنقدر شخصي ميشه

كه با خودت هم حرف نميزني.....

{ }{مصطفی }
سکوت


سکوت کن
این دنیا اگر حرفی داشت خدایش ساکت نبود

{ }{مصطفی }


میدانی از کجای زندگی بیشتر خسته ام؟

آنجایی که وسط خنده هایم بغض می کنم

{ }{مصطفی }
استاد فاضل نظری

گاهی شرار شرم و گاهی شور شیدایی ست
این آتش از هر سر که برخیزد تماشایی ست

دریا اگر سر می زند بر سنگ حق دارد
تنها دوای درد عاشق ناشکیبایی ست

زیبای من! روزی که رفتی با خودم گفتم
چیزی که دیگر برنخواهدگشت زیبایی ست

راز مرا از چشمهایم می توان فهمید
این گریه های ناگهان از ترس رسوایی ست

این خیره ماندن ها به ساعت های دیواری
تمرین برای روزهایی که نمی آیی ست

شاید فقط عاشق بداند «او» چرا تنهاست:
کامل ترین معنا برای عشق تنهایی ست...

{ }{مصطفی }
:(
:(
{ }{مصطفی }
حقیقت

بهش گفتم


حقیقت را بگو تا روشن شم


وقتی گفت


کلا خاموش شدم...

{ }{مصطفی }

مقصد مهم نیست

وقتی از تو دور می شوم


یک قدم آن طرف تر هم سفر قندهار است...


{ }{مصطفی }
دلم

دلم از داشتنش "قرص" بود...

با جرعه ای آب سرکشیدش...


{ }{مصطفی }
24 غریبانه

   25                     24        23           22            21

{ }{مصطفی }


من عاشقانه هایم را


روی همین دیوار مجازی می نویسم ! 


از لج تـو . . . 


از لج خـودم . . . 


که حاضر نبودیم یک بار 


این ها را واقعی به هم بگوییم. . . !

{ }{مصطفی }


دوره ای شده که اگه کسی اشتباه کرد باید بگی : من معذرت میخوام که شما اشتباه کردی 

{ }{مصطفی }

آرام میروم

آنچنان آرام که ندانی کی رفته ام

اما وقتی جای خالیه مرا ببینی

آنچنان سخت رفته ام که تمام عمر زمان رفتنم را فراموش نکنی!!
{ }{مصطفی }

پــــُــــرَم از حرفایی که هیچکس قادر

به شنیدنــــشون نیست ..
{ }{مصطفی }


اشتراک من و دریا دلشوره هایی ست

 که درونمان موج میزند اما هیچکدام تو را نمک گیر نکرد !

{ }{مصطفی }
غرور لعنتی

برای ناراحتی های الکی ، یک ببخشید الکی کافیه

اما...












یادگاری که جا ماند

{ }{مصطفی }


شاید ارامتر می شدم

فقط وفقط

اگر می فهمیدی

حرفهایم به همین راحتی که می خوانی نوشته نشده اند....

{ }{مصطفی }

حق نداریم 

احساس دیگران را بازی بگیریم

فقط به خاطر اینکه

هنوز تکلیفمون با احساس خودمون

معلوم نیست

{ }{مصطفی }
مرگ


از مرگ مي ترسم..

فقط به خاطر گريه هايه مادرم..

وگرنه آنقدر از زندگي سيرم، که روز مردنم را جشن مي گيرم...

{ }{مصطفی }

آنرا كه غمي چون غمي ما نيست چي داند....!!!


{ }{مصطفی }
آرام


آرام شـــــده‌ام...


مثـــــل درخـــــتی در پـــاییز...

وقتـــی تمام برگـــــــ هایش را...

بـــــاد... برده باشد...!!!!

{ }{مصطفی }
ﻫﯿﭻ ﮐﺲ


ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ

ﮐﻪ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﭼﻪ ﻋﺬﺍﺑﯽ ﺭﺍ ﺗﺤﻤﻞ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ

ﺗﺎ ﺍﺭﺍﻡ ﻭ ﺧﻮﻧﺴﺮﺩ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺑﯿﺎﯾﻨﺪ . . .

{ }{مصطفی }
مــن بی تو


مــن بی تو بودن را...

با پرنده هایِ ایوان... با دو خط شعرِ شاملو...

با ابرهایِ نمناکِ آسمان...

با غزلی از حافظ -به همین سادگی- به سر میکنم. . .

{ }{مصطفی }
مراقب باش


ﻣﻮﺍﻇﺐِ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﻯ ﺧﻴﻠﻰ ﺻﺒﻮﺭ ﻭ ﺧﻴﻠﻰ ﻣﻬﺮﺑﻮﻥ ِ ﺯﻧﺪﮔﻴﺘﻮﻥ ﺑﺎﺷﻴﺪ ...

ﺍﮔﺮﺑﻤﺎﻧﻨﺪ ﺑﺮﺍﻱ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﮔﺮﺑﺮﻭﻧﺪ.

.. ﻣﻴﺮﻭﻧﺪ ﻛﻪ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﺮﻧﮕﺮﺩﻧﺪ ..

{ }{مصطفی }
عادت


عادت می کنم :

به داشتن چیزی و سپس نداشتنش

به بودن کسی و سپس به نبودنش

تنها عادت می کنم … اما فراموش نه !!!

{ }{مصطفی }
بی نهایت


بی‌نهایتِ من

نه در پندارِ خداست

نه در افقِ دیدگان‌ام

و نه در تلاطمِ ارقام

بی‌نهایتِ من

کوتاهترین لحظه‌یِ نگاهیست

که در نگاهِ تو به دامِ عشق افتاد و

جاودان شد

بی‌نهایتِ من

نهایتِ وجودِ توست

که درنوردید همه‌یِ مرزها را

آنچنان که بی‌نهایت شد...



داریوش دولتشاهی

{ }{مصطفی }
دلت که گرفت

دلت که گرفت دیگر منت زمین را نکش

اگر هیچکس نیست خدا که هست.......
راه آسمان باز است

پر بکش

او همیشه آغوشش باز است

نگفته تورا می خواند.
{ }{مصطفی }
غروبِ جمعه

به عشقِ هیچکس ها می‌خوابم

به هوسِ هیچ هوایی

به هوای هیچ هوسی

میگذارم روز‌هایِ بی‌ اتفاقِ هفته

بر موازاتِ روزگارِ من

از جسم و روحِ من عبور کنند

هر غروبِ جمعه

قطار زنگ زده ِ لحظه هایم

مثل یک بغضِ آهنین

درست روی گلوگاهِ من ترمز می‌‌کند

ایستگاهی متروک

بی‌ هیچ مسافری

و قطاری که بی‌ عشق

نه پایِ کندن دارد

نه جانِ ماندن..

هر غروبِ جمعه

قطارم سوت می‌‌کشد

من... دود می‌‌شوم



نیکی‌ فیروزکوهی
{ }{مصطفی }
دلت که گرفت

دلت که گرفت دیگر منت زمین را نکش

اگر هیچکس نیست خدا که هست.......

راه آسمان باز است

پر بکش

او همیشه آغوشش باز است

نگفته تورا می خواند.
{ }{مصطفی }
من زاده ی پاییزم

من زاده ي باييزم...زاده ي تنهايي...

باييز يعني:

دستانت را محكم تر درون جيب هايت بفشاري,

قدمهايت را آهسته تر و كوتاهتر برداري

و گرماي دستانت را فقط از حضور خيالي اش تجسم كني...

درد دلهايت را شمرده شمرده و آرام زمزمه كني,

و بازگو كني برايش خاطرات خوب باهم بودن را!

و عادت كني به اينكه جوابي نخواهي گرفت

مگر هوهوي باد سرد و خشن!

در اين لحظه جدايي آخرين برگ از آغوش درختي را به نظاره بنشيني

و باور كني كه جدايي جيزي جز مرگ را به دنبال نخواهد داشت...

اينجاست كه به خودت مي آيي

و گرماي خيالي را

به سرماي حقيقي وجودت,مي بازي..

و درك ميكني عمق تنهايي را

و ايمان مي آوري به هرجه قسمت و حكمت و قضا و قدر...

و ديدن غصه هايت از فراز آسمان

مجالي نميدهد به ابر ها

مگر براي باريدن و گريه كردن

و "همراهي تنهايي تو". . .

{ }{مصطفی }
می شود؟


می شود باران ببارد؟

همین امشب!

قول می دهم فقط


قطره های پاکش را بغل کنم!

و بی هیچ اشکی

دستهایش را بگیرم

قول می دهم


فقط بویش را حس کنم!

اصلا اگر ببارد

فقط از پشت پنجره نگاهش می کنم

قول می دهم برایش شعر نگویم


فقط... می شود؟

امشب.... ؟


خدایا


دلم به اندازه تمام روزهای بارانی تنگ است

{ }{مصطفی }
سخت
سخت است حرفت را نفهمند،

سخت تر این است که حرفت را اشتباهی بفهمند،

حالا میفهمم، که خدا چه زجری میکشد

وقتی این همه آدم حرفش را که نفهمیده اند هیچ،

اشتباهی هم فهمیده اند...
{ }{مصطفی }
مرد ویرون بشه خیلی حرفه...

{ }{مصطفی }
نگاهت

در نگاهت خوانده ام غرق تمنایی هنوز

گرچه در جمعی ولی تنهای تنهایی هنوز

بی تو امشب گریه هم با من غریبی میكند

دیده در راهند چشمانم كه بازآیی هنوز

{ }{مصطفی }
امشب

امشب تـــــــــــــــو میروی !!!!

تو میروی و پشت سرت 

لحظه لحظه آب میشوم 

تو بر بال هواپیما اوج میگیری 

ومن تنها تر از همه تن هــــــا 

در کف اتاقم سقوط خواهم کرد
{ }{مصطفی }
کمی با من مدارا کن ، صبوری کن تحمل کن

{ }{مصطفی }
به تو فک کردم که بارون بباره
{ }{مصطفی }
تو این فکر بودم که با هر بهونه/ که باز آسمونو بیارم تو خونه...

{ }{مصطفی }
شب بود خسته بودم...
{ }{مصطفی }
درد یک پنجره را...

{ }{مصطفی }
کشک

{ }{مصطفی }
پازل
پازل دل یکی رو بهم ریختن هنرنیست.

اگه تونستی با تیکه های شکسته ی دل یه نفر یه پازل جدید براش بسازی

 هنر کردی..

{ }{مصطفی }
گاهی

تنها گرگ ها نیستند که لباس میش می پوشند،

گاهی پرستو ها هم لباس مرغ

عشق بر تن میکنند،

عاشق که 

شدی کوچ میکنند

{ }{مصطفی }

تو کیستی؟

هان؟

یادم امد

تو همانی که روزی با پاهایت امدی

ونماندی و رفتی.

ومن...

ومن همانم

که روزی با دلم امدم

وماندم و ماندم و ماندم....

{ }{مصطفی }
خبر نداری

نداری !

خبر ز حال من نداری

که دل به جاده می سپاری

سحر ندارد این شب تار

مرا به خاطرت نگه دار !

{ }{مصطفی }

هرجا دلت شکست قبل رفتن خودت جاروش کن 

تا هر کسی منت دستای زخمیشو رو سرت نزاره.....!!!!!!!!!!


{ }{مصطفی }

بعضی زخـــمها هست که هر روز صبـــح باید روشـونو باز کنی نـمـک بپــاشی...

 تا یادت نره دیــگه ســـراغ بعضــی آدم ها نبایدبری..


{ }{مصطفی }
به سلامتی ...


به سلامتیه من و تو ، ساقی و باقی 

به سلامتیه اونایی که واسمون عزیزن 

به سلامتیه اونایی که گذشتشون یادشون نرفته 

به سلامتیه زخم خورده هایی که سر پا هستن 

به سلامتیه تویی که دوستش داری اونی که دوستت داره 

به سلامتیه من و تو و اون ...

{ }{مصطفی }

بعضی وقت ها هم با آدم

یه کاری میکنن

که اصلا میترسی بگی حالت بده

{ }{مصطفی }

{ }{مصطفی }
اعتماد نکن

در زندگی دیگه به هیچ کس اعتماد نکن

چون آینه با تمام یک رنگیش

دست چپ و راست را

اشتباه نشان میدهد

{ }{مصطفی }
میدونی

  میدونی دلتنگی یعنی چه ؟

       دلتنگی یعنی اینکه 

       بشینی به خاطراتت  فکر کنی 

      اونوقت یه لبخند بیاد رو لبت 

       ولی چند لحظه بعد

         شوری اشکهای لعنتی 

         شیرینی اون خاطره ها رو از یادت ببرند


{ }{مصطفی }
مردگان

چه مهمانان بی دردسری هستند مردگان                              

نه به دستی ظرفی را چرک میکنند                              

نه به حرفی دلی را آلوده                                  

تنها به شمعی قانعند                                   

و اندکی سکوت...        

{ }{مصطفی }
زود اومدم

عده ای مثه قرص جوشانند،در لیوان آب که بیندازیشان

طوری غلیان کرده و کف میکنند که سر میروند

اما کافی است کمی صبر کنی

بعد می بینی که

از نصف لیوان

هم

کمترند..

{ }{مصطفی }

به روزایی رسیدم که دیگه هیچ حرف راستی به هیچی نزنم

چند روز نیستم دوستان...




عاقبت این عشق هلاکم کند

در کذر کوی تو خاکم کند...


سخت مثل درد

سخت تر مثل ت ن ه ا ی ی


دانلود:خیلی وقته

{ }{مصطفی }

وقتایی هست که اینقدر ناراحتی

اینقدر دلت حرف داره 

هی فک میکنی 

کسی به ذهنت نمیرسه 

میای وبلاگ

هی مینویسی هی پاک میکنی 

هی مینویسی هی پاک میکنی 

آخرشم نمینویسی

و قورتش میدی

و من الان ناراحتم...

{ }{مصطفی }
گاهی


گاهی دنیای کسی میشوی

گاهی تنها امید کسی می شوی

گاهی دنیایش را میگیری

گاهی میمیرد...

{ }{مصطفی }


بــرایِ تـــو میمیـــرم

تــو وانمـود کن کـه تب کرده ای

همین کـافیست ...

{ }{مصطفی }
خدا…..بزرگ است

گاهی مجبوری بُغضت را با یک مقدار آب فرو بِبَری و بگویی خدا…..بزرگ است...

{ }{مصطفی }
دل


میان ماندن و نماندن تنها یک حرف ساده بود

از قول من به باران بی امان بگو :

دل اگر دل باشد آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد . . .

{ }{مصطفی }
...

                 اندیشه میکنم...

          نه به شب ها! که روز هم...

                  باور نمیکنند...

                  باور نمیکنی تو...

                  که حتی...

                  هنوز هم...
{ }{مصطفی }

کاش آدما رو موقع خوشحال بودنمون  فراموش نکنیم...

{ }{مصطفی }

دلــــم بـــه حـــال پســـری ســـوختـــــ

کـــه وقــتی گفــتـــم کفــش هــایــم را خــوبـــ رنگــــ کــن 

گفتــــ خــاطــرت جـمع بــاشــد

مثــل ســرنــوشتـــم بــرایتـــــ سیــاه میکــنــم !!!!.

{ }{مصطفی }
اگر


اگــــــــــــر با من راه می آمــــــــــــدی 

تمــــــــــــام شهر را جــــــــــــاده میكردم 


{ }{مصطفی }
من دیگه خسته شدم

من دیگه خسته شدم، بسکه چشام خیسه و نم

خوب ببینم و بفهمم و بازم، چیزی نگم


من دیگه بریدم از بس  که ، شکستم از خودی

توی آینه خیرم شم، بگم به چشمام، چی شدی؟


خستم از حرفای خوب و بی سر و ته، بی ثمر

حسرت یه عمره رفته، عقده های تازه تر


متنفرم ازآدمای ،بی مغزو شلوغ

از کتابایی با اسمای قشنگ ،متن دروغ


{ }{مصطفی }
شیر

شیر هم تاج سلطانی را بر زمین نهاد و انصراف داد

وقتی دید

هر کفتاری آهو شکار می کرد...

{ }{مصطفی }
همچون خدا

بودن با کسی که دوستش نداری 

و نبودن با کسی که دوستش داری هر دو رنج است........

 پس اگر همچون خود نیافتی همچون خدا تنها باش .......

{ }{مصطفی }
مثل مادر

دلتنگم،

مثل مادر بي سوادي

که دلش هواي بچه اش را کرده

ولي بلد نيست شماره اش را بگيره.

{ }{مصطفی }
کاش فقط ای کاش


کاشکی گاهی وقتا خدا از پشت اون ابرها میومد بیرون 

گوشم را محکم میگرفت و داد میزد:

اهـــــــــــــــــــــای

بگیر بشین سر جات!

اینقدر غر نزن همینه که هست

بعد یک چشمکی میزد و اروم توی گوشم میگفت:

همه چی درست میشه

{ }{مصطفی }
پول


ﺑﯽ ﮔﻨﺎﻩ ﭘﺎﯼ ﺩﺍﺭ ﺭﻓﺖ ﻭﺧﻨﺪﯾﺪ ، ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﺴﺖ ﺑﺎﻻﯼ ﺩﺍﺭ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺭﻓﺖ!

ﭼﺎﻗﻮ ﺩﺳﺘﻪ ﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﯾﺪ!

ﻣﺤﺒﺖ ، ﺧﺎﺭﻫﺎ ﺭﺍ ﮔﻞ ﻧﮑﺮﺩ!

ﻫﻤﺎﻥ ﮔﻮﻧﻪ ﮐﻪ ، ﺩﻭﺭﯼ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﻧﯿﺎﻭﺭﺩ!

ﻭ ﭘﻮﻝ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺁﻭﺭﺩ!

ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺩﻭﺭﻩ ﯼ ﺿﺮﺏ ﺍﻟﻤﺜﻞ ﻫﺎ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ …!!!

{ }{مصطفی }
دست نزن!

دست به صورتم نزن...

میترسم بیفتد....

نقاب خندانی که بر چهره دارم...

و بعد...

سیل اشک هایم تو را با خود ببردو باز...

من بمانم و تنهایی..

{ }{مصطفی }
سکوت

چه سکوتی دنیا را فرا میگرفت!!!

اگر هرکسی تنها به اندازه ی صداقتش سخن میگفت....

{ }{مصطفی }
کمی فقط کمی

کمی عوض شدم

دیریست از خداحافظی ها غمگین نمیشوم

به کسی تیکه نمیکنم

از کسی انتظار محبت ندارم

خودم بوسه میزنم بر دستانم

سر به زانوهایم میگذارم و سنگ صبور خودم میشوم

نگران خودم میشوم

با خودم ساعت ها حرف میزنم

در دنیای خودم

کسی حق ورود ندارد جز خودم......

{ }{مصطفی }
آرام

همانگونه که آمدم از خیالت پاک میشوم!

آرام

بی صدا

قول می دهم ذره ای صدای رفتنم آرامش سکوتت را برهم نزند!

وقتی میروم همزمان میشکنم

خوب تماشا کن شاید روزی به دنبال تیکه های قلبم باشی.....

{ }{مصطفی }
عجیب

از کسی که دلش گرفته.... نپرسید :چرا،.....؟!

آدمها وقتی نمیتوانند "دلیل ناراحتیشان" را بیان کنند

دلشان می گیرد....!!

 و من امشب عجیب دلگیرم

{ }{مصطفی }
یه وقتایی

یه موقعی هست

که نه میدونی چت شده

نه میتونی درداتو به یکی بگی

نه هم میتونی همونجوری پر بمونی

دنبال یه بهانه میگردی که با یه تلنگر مثل بمب بترکی

درداتو بهونه ی یه چیزی کنی و

بزنی زیر گریه و هق هق گریه کنی

بی دلیل بی بهانه

شاید از تنهایی

شاید از خستگی

خستگی از عشق

عشق بی هوا

معلق

دیوونگی خسته کننده

من حالا تو همون موقعیتم

تو همون جام

خسته شدم

بریدم

خدااااا....

{ }{مصطفی }
دلتنگ

دلتنگـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم........


مثل مادری که آخرین سرباز بازگشته از جنگ هم


پســرش نبود.............

{ }{مصطفی }
پروانه

پروانه من در دامی افتاده است... که عنکبوتش سیر است...

نه می تواند پرواز کند... نه بمیرد

{ }{مصطفی }
پدربزرگ

حالم خوب است....

مثل پدربزرگم که میگفت حالش خوب است ولی ....مرد!


{ }{مصطفی }